گلایه - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 5:42
برای گفتن من ، شعر هم به گِل ماندهنمانده عمری و صدها سخن به دل ماندهصدا که مرهم فریاد بود زخم رابه پیش زخم عظیم دلم خجل ماندهاز دست عزیزان چه بگویم گله ای نیستگر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیستسرگرم ب
تو تمام دنیای منی - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 5:42
تو روزنهء نوری درخانهء ظلمت پوشديباچهء آوازی برمتن شبِ خاموشچيزی به من از باران چيزی به من از پروازچيزی به من از گريه چيزی به من از آوازمی بخشی و می خوابی بر بستری ازاعجازمی مانم و می رويم درسنگرِ يک
منو تو یکی یک دونه ایم - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 5:42
سقف ما هر دو يه سقف ديوارامون يه ديوارآسمون يه آسمون بهارامون يه بهاراما قلبامون دوتا دستامون از هم جداگريه هامون تو گلو خنده هامون بی صدانتونستم نتونستم تو رو بشناسم هنوزتو مثل گنگی رمز توی يك كتيبه
خداحافظ - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 5:42
خیلی زود خراب شد حرف توی دلم زیاده خیلی زیاد ولی گفتنش بی فایدست اصلا نیازی نیست که بخوای به کسی وابسته شی من میرم
بی تو بسر نمی شود - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 5:42
بی همگان به سر شود بیتو به سر نمیشود داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو گوش طرب به دست تو بیتو به سر نمیشود جان ز تو جوش میکند دل ز تو نوش میکند
شیرین من - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 5:42
شیرین من تلخی نکن با عاشق تموم میشن گم میشن این دقایق دنیای ما مال منو تو این نیست رو کوه دیگه فرهاد کوهکنی نیست یه روزی میاد که نمیدونیم کی هستیم یاری کی بودیمو عشق کی بودیمو چی هستیم شیرین شیرینم وا
تنهام - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 5:42
داشتم حرفایی که توی نظرات نوشته بودی رو میخوندم دلم خیلی گرفته از خیلی چیزا از اینکه توی این چند وقت که کلی کار و مشغله روی سرم ریخته تنهام گذاشتی نمیدونم این چند روزو چجوری گذروندم با ابهام با یک گیج
هنوزم تنهام - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 5:42
هزار بار گوشیو آوردم جلوم و اومدم روی اسمت تماس گرفتم ولی هنوز زنگ نخورده قطعش کردم هزار بار اومدم پیام بدم ولی نتونستم یاد بی معرفتیات که میفتم دلم سرد میشه اونم انگار دیگه خوش نیست بتو کاش لعنتی اینقدر دوست نداشتم
بدون وقفه - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 3:38
و من دیگر زندگی نخواهم کرد دیگر رنگ آرامش را نخواهم دید و تمام احساساتمو درونم کشتم
همین کافیه - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 3:38
بـــــــــــــرای شکستـــــــــــــن مــــــــــــــن یــــــــــــه اخــــــــــم کـــــــــافیــــــــه، نیـــــــــــازی بــــــــه فــــــــــریــــــادت نیــــــــــست . . . واســــــــــه اشــــــــک ریـــــــختنـــــــــم سکـــــــوت تـــــــــو کــــــــــافیــــــــه، نیــــــــــــازی بـــ...
آغوش تو - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:00
دریا که آغوش تــــو باشدمن شــناگری میشوم مبتدی!مرا رهــا کنبــگذار غرق شوم در این دریــای پــراحســاس… + نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 7:31 توسط یه عاشق |
با توام - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:00
فائزه جانم چند وقتیست که درگیر توام ، منی که مال توام ، تویی که زندگی ام هستی ، از آغاز تا آغاز دوباره اش با دلم هستی و تو آغاز من هستی ، این تو هستی که تنها مال من هستی ، کسی جز تو در قلبم جایی ندارد ، عشق بی تو هیچ معنایی ندارد! این لحظات با تو بودن است ، که زندگی همیشه پر از عشق و لبخند عاشقانه
گرد تو - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:00
جهانـــــــ جدیدم را دوســـــــت دارم مـــــــن…زمـــــــین…تــــــو کجای قانــــــون طبیعـــــــت سخنی از ” مرکزیتــــــــــــــ” نداشتن چشمانت به میان آمده …! من و زمین هر دو گرد تو می گردیم منظومه شمســــــی بهانه اســـــــت….!
تمام تو - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:00
تمام تو .....•●♥ مـــــــــال من است .......•●♥ و من خودخواهم ....•●♥ در مالـــــــکیت تو ....•●♥ من لجبازم ....•●♥ در دوست داشـــــــــتنت .....•●♥ من مغـــــــرورم به احساست .........•●♥ چون تـــــــــــــ•●♥ـــــــــو ... تنها تعلق معلــق در خــــــ•●♥ـــاطر منی و این تمام داشتن من است
درک کن - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:00
ﺧﯿﺮﻩ ﺍﻡ ﺩﺭ ﭼﺸﻢِ ﺧﯿﺴﺖ ﺣﺴﺮﺗﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻦ ﻗﺒﻠﻪ ﺍﻡ ﺑﺎﺵ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ، ﻧﯿﺘﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻦ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺭﻭﯾﺎﯾﺖ ﺩﻟﯿﻞِ ﮔُﻨﮓِ ﻋﺼﯿﺎﻧﻢ ﺷﺪﻩ ﺳﺖ ﺷﻌﺮﻫﺎﯾﻢ ،ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯾﻢ ، ﺧﻠﻮﺗﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻦ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﯼ ﺍﺳﻄﻮﺭﻩ ﻫﺎ ﺑﺎﺭﯾﺪﻩ ﺍﻡ ﺭﺩِّ ﺍﺷﮏِ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﺮ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻦ ﻏﺮﻕِ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺷﺪﻡ، ﺍﺣﺴﺎس من ﺩﺭ ﺑﻨﺪ ﺗﻮﺳﺖ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻤﺖ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻟﺘﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ
قول میدم - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:00
فائزه نمیتونم بهت قول بدم که همه مشکلاتتو حل میکنم ولی می تونم بهت قول بدم که نمیذارم تنهایی باهاشون روبرو بشی... + نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 8:36 توسط یه عاشق |
... - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:00
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
تکلیفم - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:00
نزدیکت ... که میشوم ... بوی دریا می آید ...! دور ... که میشوم ... صدای باران ...! بگو : ... تکلیفم با چشم هایم چیست ...؟! لنگر بیاندازم ... و ... " عاشقی " کنم .... یا ... چتر بردارم ... و ... " دلبری " کنم ...؟! + نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 7:41 تو
.... - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:00
خوب بود اما نه برای مدت زیادبرای دو هفته خیلی خوب بود ولی بعد تغییر کرد علتشو نفهمیدم فکر میکردم هیچ وقت از دستش ناراحت نمیشم ولی یه اتفاقایی میفته که همه چیتو بهم میریزه فقط تورو خدا اونایی که میخان ازدواج کنن خیلی چیزا رو باید مدنظر قرار بدن کلا یه دنیای متفاوت و با یه آدم خیلی متفاوت تر باید روبر...